..من خودم بودم تنهایی در آن شبی که لاستیک زیر ماشین ترکید. در همان جاده چابهار- ایرانشهر. قهر کرده بودم به سمت کرمان. تو که زندگی در شرایط ناچار را خوب میفهمی. همهاش تظاهر به خوش بودن است. تظاهر به
..ماه را باید در جاده ماهشهر _اهواز تماشا کرد. آنهم کامل و براقش را. مثل خوردن زولبیا در ماه رمضان است. چسبیده بودی به در ماشین. صدای آن خواننده را هم میشنیدی هم نمیشنیدی. آخرش هم نفهمیدی "چشات در